أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

67

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

براى بنّاها بود . همچنين در آنجا سقيفه و خانهء حكيم بن حزام و خانه‌هايى بوده كه از ميان آنها برخى متعلق به بنى سهم بوده است . ورودى ديگر در مسعى ، به سمت خانهء خديجه بوده و ادامهء آن تا جايى مىرفته كه امروز « مُدّعى » ناميده مىشود . در سمت چپ ما ، وقتى در مسعى بايستيم ، جايى است كه حاجيان سعى به سوى مروه دارند . در مروه خانه‌هاى آل عتبة بن فرقد و خانهء بزرگى براى آل ياسر بوده است ، جايى كه برابر ما سلمانىها و حجامتگران هستند . از مروه كه به سمت مدّعى برويم به ميدان بازى مىرسيم كه بارانداز بارهاى گندم ، روغن ، عسل و حبوبات است كه در آنجا براى فروش عرضه مىشود و ما امروز آن را با نام « محناطه » مىشناسيم . در آنجا خانه‌هايى از بنىعبد شمس و خانه‌اى براى ابوسفيان بوده و اين جايى است كه امروزه « القبّان » ناميده مىشود . همان جايى كه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله هنگام فتح مكه ، در حالى كه وارد اين شهر مىشد ، به آن اشاره كرده ، فرمود : كسى كه به خانهء ابوسفيان وارد شود ، ايمن است . بعد از آن خانه‌هاى اولاد عباس قرار دارد تا به مُدّعى برسد . بعد از آن خانه‌هاى اولاد حارث ، سپس سمت چپ راهى است كه به كوه ديلم مىرسد و مشرف بر محلهء القراره « 1 » امروزى است . از آنجا مستقيم به سمت مَعْلات رفته به خانه‌هاى بنى غزوان و نيز خانه‌هايى از فرزندان حارث بن عبدالمطلب مىرسيم . خط سومى كه از باب بنى شيبه به سمت غرب در جهت دارالندوه ادامه مىدهيم به خانه‌هاى زيادى مىرسيم كه پيش از رواق قرار داشته است . در كنار آن خانهء شيبة بن عثمان ، خانه‌اىبه عنوان انبار كعبه ، خانه‌اى براى صاحب بريد ، خانه‌اى براى بيت‌المال و خانه‌اى متعلق به خطّاب بن نفيل بوده است . از آنجا به سمت شمال كه بالا برويم به رواقى كه از باب الزياده « 2 » تا باب الدريبه هست ، خواهيم رسيد . در آنجا خانه‌هاى بنى خزاعه بوده كه ميان آن محلهء كفاش‌ها است كه از آنجا مىتوانيم به سويقه برويم و سپس به سمت مروه برگرديم . سمت ديگر ، خانه‌هايى از آل زرارة بن تميم هست ؛ بعد از آن

--> ( 1 ) . ازرقى مىگويد كه آن را « قرارهء مدحى » مىگفتند ، و بسا اطفال قريش در آنجا بازى مدحى مىكردند ، نوعى بازى كه‌شبيه بازى « برجو » ى ماست . ( 2 ) . در چاپ جديد متن عربى كتاب ، همه جا به خطا باب الزياره آمده است ! « ج »